تبليغاتX
::. Spider .::
Spider
85/03/31
فصل چندم!؟

 

یک فصل دیگر هم رفت...

مثل قطرات شیر...

 از دستان من یا دستان تو!؟

 

85/03/26
وجود تــــــو مثل...
 

 

مثل يک قاچ بزرگ از يک هندوانهي خنک

براي آرامش درونم اومدي

پس التهاب چشمانم براي چيست!؟

 

85/03/24
سیاه مثل!؟
 

ديشب آسمان را ديد مي‌زدم؛  گفتم: چقدر سياه!

مادرم گفت : گودی زیر چشم‌هات، سیاهی شب‌ها را می‌ماند...

تو اين را مي‌دانستي؟

 

85/03/13
هر كس عاشق " خ و ر ش ي د " بشه مي‌سوزه!
 

مگه نمي دونستي خورشيد " ت ا ن د ا ر ه " ؟

مگه نمي دونستي هر كس عاشق خورشيد بشه  " م ي س و ز ه" ؟

مگه نمي دونستي تو با خورشيد  " آ ي ن د ه " نداري؟

مگه نميدونستي اگر بهش حتي نزديك بشي  "م ي س و ز ي  

مگه نمي دونستي ... ؟

همين!؟

سرتو مي‌ندازي پايين؟

حرفي، سخني ...

حالا بشين و پوست لبت رو بكن ...

حالا بشين و به همه چيز دزدانه نگاه  كن ...

حالا بشين و حسرت بخور ...

 

چرا نميري نزديك؟؟

85/03/07
میخوام شب راحت بخوابم!
 

قرصهای من کجاست!؟

دیشب وقتی دنبال قرصهام میگشم پیداشون نکردم

مامان اونا رو ریخته دور.

آخه چرااا؟

نمیخوام خودمو بکشم که

 میخوام راحت بخوابم.

فقط همین!

85/03/06
بدون عنوان
 

هفته نو مبارک

 

پروانه منم یا تو؟

 

 

85/03/04
کر یا کور؟
 

دلم هوای شده!

 بگویم کر شود یا کور؟

 

 

 

 

 

85/03/02
حرمت
 

امروز دلم عجيب هوايت را كرده!

تو چي؟

مي‌دانستي دليل نيامدنم حرمت راه است؟

ولي من خوب مي‌دانم كه دليل نيامدن تو حرمت پا است!