برای ساختن یک زندگی جَعلي كه در آن هيچ چيز، آني نيست كه ما ميخواهيم سر سختانه تلاش كردن نياز نيست. تلاش ِ جان فرساي ِ غول آساي كمرشكن، را ميتوان با دَمي صداقت جابجا كرد تا به يك زندگي حقيقي رسيد. فقط دَمي.
غير از اين است!؟
دلم میخواهد بنشینم به خطْ نوشتن.
نـــالهي قلم، مرا به رويا خواهد بُــرد.
پ.ن۱: من و خط نوشتن!؟ چه چيزا دلم ميخواد! اصلا بلد نيستم قلم دست بگيرم! بوي دوات هم ... .
پ.ن۲: امروز كه گذشت روز خوبي بود. خدايا! دمت گرم.
پ.ن۳: چقدر خوبه آدم يه نفر رو داشته باشه كه شبا بهش تَب بخير بگه. J
تیره ترین ابرها هم چند روزی بیشتر دوام نمیارن!
صبــــــــــــــــــــــور باش!
پ.ن: باشه. صبر رو صبر ميكنم.
بابا میگه:
هر چی تو در آینه میبینی من در کلوخ میبینم!
پ.ن: این روزا هیچ کس حوصله ی منو نداره چون من حوصله ی کسی رو ندارم... گنگ بودن و .... اصلا هر چی حرف تکراری ناامید کننده بلدی رو به عنوان پ.ن من بدون. همین.

- سیب سرخم را تماشا میکنم و از بوی اش مست میشوم و از طعم اش سیر!
+ همین کفایت میکند تو را!؟
- دلم می خواهد ادبیات ببافم برایت!
+ ادبیات تقلیدِ زندگيست نه عين زندگي.
پ.ن: براي خالي نبودن عريضه.